- 02:58 1404/10/18
- Shamim
برای تو چه بگویم ؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده
که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند ؟
دستت را بر شانهام بگذار و مرگ را متوقف کن
دارم میروم دارم نامم را از دهان دنیا خالی میکنم ..
برای تو چه بگویم ؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده
که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند ؟
دستت را بر شانهام بگذار و مرگ را متوقف کن
دارم میروم دارم نامم را از دهان دنیا خالی میکنم ..
باور میکنی؛ من هیچوقت نمیخواستم خوشحالی کنم فقط میخواستم کمی از ناراحتی هایم کم شود 🥲
یه سر به وبلاگم بزن 😅🥹
از درد هام بگم تا آخر دنیا باید حرف بزنم
در زندگی لحظاتی هست، که از نظر سختی، مرگ پیش پایشان زانو میزند..
بچه ها
گفتید نویسنده اشعاری که میذاری کیه ؟ و من الان اجازه
پخش کردم اسمشو دارم ..
( مانیا طالبیان) و ایشون از نظر های شما بسیار خوشحال میشن
بوس بهتون ... ( ممنون که خوندید )
میدانم که خواستن تو اشتباه است ..
اما چه کنم که این دل چشم به راه است ...
گرچه دلتنگم ولی عشقت همه آوازه کنم
دل که آرام گرفت حال بدم را چه کنم
درد دوری درد بی درمان است
حال اگر یار نیاید باز هم من چه کنم
ای که دیده بر جمالت بگشودم
تو بگو با من چرا دیده بر تو ربودم؟
هنگامی که بهشت چشمانت را دیدم
انگار که از همه عالم دل بریدم
کاش خالق از درد او گیرد و بر درد من بیفزاید
کاش خالق جان من گیرد و او را در این دنیا نگه دارد
برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم زیرا درگیر دوست داشتن افرادی هستم که مرا دوست دارند ، دکتر مصدق💘